خودآموزی زبان انگلیسی

به نظر من برای یادگیری زبان درک و به‌کارگرفتن دو ضرب‌المثل انگلیسی کافیه.

“Necessity is the mother of invention” و “Rome wasn’t built in a day”

اولی میگه که لزوم مادر اختراع است و دومی می‌گوید که روم یک روزه ساخته نشده.

Necessity is the mother of invention

اگر قرار باشه زبانی رو یاد بگیرید اما ازش استفاده نکنید؛ چه فایده؟ همه تو سرشون یک رؤیای بزرگ دارن که بعد یاد گرفتن زبان رخ می‌ده؛ که فلان می‌کنن و بهمان، و چقدر زندگی قشنگ میشه. اما می‌دونید چیه؟ هر نقشه‌ای که دارید همین الان عملی کنید؛ سخت هست اما شدنیه.

اگه می‌خواید زبان یاد بگیرید تا بتونید راه رو برای بورس تحصیلی باز کنید از همین الان شروع کنید به خوندن textbookهای انگلیسی، اگه می‌خواید زبان یاد بگیرید تا بتونید راحت فیلم ببینید همین الان فیلم‌های انگلیسی ببینید، بدون دوبله. هرکاری که می‌خواید بکنید شدنیه فقط زمان می‌بره. ممکنه با خودتون فکر کنید که گفتن این حرف‌ها آسونه و کیه که بشینه textbook بخونه و مگه اصن شدنیه؟ حداقل توی مقطع کارشناسی نه تنها شدنیه بلکه به نسبت آسونه، چون این کتاب‌ها خودشون کلمات رو ساده تعریف می‌کنن مثلاً توی کتاب‌های اقتصادی صادرات رو خودش میاد تعریف می‌کنه: خرید خارجی‌ها از محصولات داخلی؛ از طرفی خیلی از کتاب‌های پایه‌ای و اساسی توی هند و پاکستان و بنگلادش خواننده دارن و نویسنده به خاطر بازار اونجا هم که شده ساده‌تر مینویسه. پس بله حتی تکست‌بوک هم شدنیه چه برسه به اینکه بخواید فیلم ببینید. باید از زبان استفاده کنید. باید از زبان استفاده کنید.

به ماجرا اینطور نگاه کنید: مغزتون هر چیزی رو که لازم نداشته باشه دور میندازه و این رو از خودم نمیگم، نمودار زیر رو ببینید:

این نمودار به منحنی فراموشی مشهوره. فرض کنید شما یک روز می‌شینید و فلش‌کارت‌هاتون رو تمرین می‌کنید و برای اولین بار معنی کلمهٔ violet رو یاد می‌گیرید. روز ششم دیگه عملاً چیزی ازش به خاطر ندارید فقط احتمالاً بتونید بگید «عه قبلاً بلد بودما!» حالا همین رو اگه فردا هم مرور کنید دیرتر یادتون میره، نه تنها دیرتر یادتون میره بلکه نرخ فراموشی‌تون هم کمتر میشه: به شیب نمودار اگه دقت کنید متوجه می‌شید که در هر دفعهٔ بعدی تمرین، نرخ فراموشی کمتر و کمتر میشه تا جایی که احتمالاً اگه بیست سال توی جنگل‌های آمازون گیر بیفتید، بعد یکی رو ببینید، با اینکه بیست ساله فلش‌کارت‌هاتون رو ندیدید، با ذوق داد بزنید Help! چرا؟ چون این دیگه رفتنی نیست. دفعات تکرارش از یکی دوبار که هیچ، از صدبار گذشته. هر کلمه‌ای رو در طول زندگی باهاش در این سطح مواجه شید دیگه از یادتون نمیره.

حالا که اهمیت تکرار رو دریافتید دو راه پیش روتون هست: از فردا بشینید به روزی ۱۰ ساعت فلش‌کارت خوندن یا اینکه راه حلی پیش بگیرید که ماهرترین افراد در زبان انگلیسی، یعنی سخنوران بومی انگلیسی، در پیش گرفتن: استفادهٔ هرروزهٔ زبان انگلیسی!

استفادهٔ هرروزهٔ زبان انگلیسی یک مزیت بزرگ داره: کلمات رو بر حسب نیاز یاد می‌گیرید. مثلاً فرض کنید توی فلش‌کارت‌های ۵۰۴ یاد بگیرید ”chiropractor“ یعنی چی. این کلمه از نظر کاربرد ۱۸٬۱۴۷امین کلمه‌ی زبان انگلیسیه یعنی به طور متوسط بهتر بود ۱۸٬۱۴۷ کلمه رو قبل این کلمه یاد می‌گرفتید! ولی شاید هم دارید پیرامون طب مطالعه می‌کنید و لازمه که این کلمه رو یاد داشته باشید. اگر شروع کنید به استفاده از زبان رفته‌رفته خودتون می‌فهمید چه کلمه‌هایی رو دارید مدام می‌بینید اما بلد نیستید، می‌رید همون‌ها رو یاد می‌گیرید. شمایی که دارید کامپیوتر می‌خونید آخه chiropractor به چه کارتون میاد؟ بهتره برید freeware رو یاد بگیرید، درسته این کلمه ۳۹٬۳۶۷امین کلمه‌ی پرکاربرد زبان انگلیسیه ولی مسلماً برای شما خیلی خیلی کاربردی‌تره و صد بار freeware رو خواهید دید ولی chiropractor رو نه.

مزیت بعدیش هم اینه که زبانتون به زبان اون‌هایی که سخنور بومی‌ان نزدیک‌تر میشه. مثلاً فرض کنید شما کلاً زبان رو با یک کتاب خاص یاد بگیرید، اتفاقی که میفته اینه که دیگه نمی‌تونید عبارات کوچه بازاری رو درک کنید. اگه بشینید همش فیلم و سریال ببینید دیگه اصطلاح‌های نوشتاری رو نمی‌تونید درک کنید.

و یک نکتهٔ خیلی خیلی مهم دیگه: هیچ وقت فارسی رو به انگلیسی برنگردونید. فقط توی مراحل ابتدایی این کار خوبه، برای یک بچه‌ٔ ده ساله که باید بفهمه معنی I چیه معنی do چیه معنی did چیه اینا برای همون مقطع فقط استفاده می‌شن. اگه انگلیسی رو از فارسی یاد بگیرید جمله‌هاتون در دید شخصی که زبان مادریش انگلیسیه یا انگلیسی رو به طور پیشرفته بلده مزخرف به نظر میان.

مثال واضحش این غلط مصطلحه: ”I discussed about books with him“ «من با او درمورد کتاب‌ها بحث کردم.» ایرادی توش دیده میشه؟ با ذهن فارسی این جمله ایرادی نمیتونه داشته باشه. من در مورد فلان چیز بحث کردم. درسته دیگه! ولی اصلش اینه که هرچقدر متن انگلیسی بخونید جایی نمی‌بینید نوشته باشه ”I discussed about “ چون همچین ساختاری اساساً غلطه، فعل discuss گذراست و مفعول میگیره یعنی شکل درستش اینه: ” I discussed books with him“ و صد البته که این هم اگرچه از نظر ساختاری و زبانی درسته ولی خیلی مصطلح نیست و بیشتر میگن: ”I talked about books with him“

خلاصه که اگر معنی کلمه‌ای رو به فارسی یاد بگیرید و بعداً بخواید باهاش جمله‌سازی کنید، به مشکل برمیخورید. حتی بدتر از اون، ممکنه موقع خوندن هم به مشکل بربخورید و جمله رو اشتباه درک کنید. البته به نظر میاد این یک مرحلهٔ‌ گذار باشه، من افرادی رو دیدم که با ذوق و شوق تعریف می‌کردن که دیگه لازم نیست متنی رو که به انگلیسی میخونن توی ذهنشون به فارسی برگردونن تا بفهمن، این پایهٔ کاره. انگلیسی رو با فارسی نفهمید، انگلیسی رو با انگلیسی بفهمید! برای شروع ناچاریم از به فارسی برگردوندن ولی از یک مدت که گذشت دیگه هیچ وقت از فارسی، برای فهمیدن انگلیسی استفاده نکنید. باید بتونید به انگلیسی فکر کنید و به انگلیسی درک کنید. وقتی دارید به یک صندلی اشاره می‌کنید و می‌گید ”This is a chair“ توی پس‌زمینه‌ی ذهنتون نمیاد «این یک صندلیه» بدون ترجمه معنی چیزی که می‌گید رو می‌فهمید به همین علت لازم نیست برای فهمیدن ”Try Again. Fail again. Fail better“ سعی کنید برش گردونید به فارسی!

خلاصه‌ی این بخش: لزوم مادر اختراع هست درست، مادر یادگیری هم هست، اطلاعاتی که لازمتون نیاد همون فرداش فراموش می‌شه و باید هم بشه. انگلیسی رو برای خودتون لازم کنید. هر کاری رو که با زبان مادری‌تون انجام می‌دید از همین امروز، لااقل ده درصدش رو به انگلیسی انجام بدید. سخته ولی باید انجام بشه. البته لازم هم نیست که سخت‌ترین متون و فیلم‌ها رو انتخاب کنید، اگر مبتدی هستید متن‌های طبقه‌بندی شده و محصولات مخصوص کودکان واسه همین ساخته شدن.

Rome wasn’t built in a day

یک شبه زبان یاد نمی‌گیرید. نکته‌اش هم توی عکس زیر خلاصه میشه! باید زحمت بکشید، هر روز که پا می‌شید لحظه لحظهٔ چک کردن لغت‌نامه عذابه ولی، ولی، ولی! آسون میشه. انقد آسون میشه که بعد چند سال یک روز به خودتون میاید می‌بینید توی فیلمی که دیدید حتی یک کلمه هم نبوده که بلد نباشید! خوندن یک زبان خارجی که بلد نیستید مثل طی کردن درجات جهنم برای پاک شدن روح می‌مونه،‌ اولش خیلی خیلی سخته بعد خیلی سخت بعد هم سخت و کم کم آسون میشه و نهایتاً میرسیم به بهشت اعلی. این راهیه که باید رفت و طی کرد. راه‌های در رو و تلطیف فضا هم هست که کم کم معرفی می‌کنم.

Every day it gets a little easier… But you gotta do it every day — that's the hard part. But it does get easier

فونتیک

قبل از انجام هر کاری در زبان به نظر من یک مرحله باید طی بشه: یادگرفتن فونتیک. من حدود هفت سال نمک رو /sælt/ (سَلت) تلفظ می‌کردم و همین هم می‌شنیدم در حالی که درستش /sɒːlt/ (سالت)ه ایراد کارم هم این بود که از اول به دنبال تلفظ درست کلمات نبودم. اگه کلمه‌ای رو یاد می‌گیرید و بعد تلفظش رو از روی فارسی اعراب‌گذاری‌شده می‌خونید سخت در اشتباهید. برید کمی وقت بذارید و فونتیک یاد بگیرید بعد خیلی راحت میتونید از تمام دیکشنری‌های دنیا استفاده کنید‌، تلفظ کلمات رو بدون اینکه بشنوید یاد بگیرید و از روی متن درست تلفظ کنید، بفهمید استرس کلمه چیه و حتی بهتر بشنوید! ( سرچ کنید:«آموزش فونتیک» یا «learn phonetics») توی یوتیوب پره از فیلمای آموزش فونتیک: مثل این فیلم یا این فیلم و از همه بهتر این کانال. لازم نیست بفهمید چی میگه فقط پشت سرش تکرار کنید و به فونتیک‌ها دقت. اپلیکیشنی که پایین‌تر میگم آموزش فونتیک داره؛ اینجا هم لیست خوبی وجود داره.

بعد از فونتیک لازمه که یک دیکشنری درست حسابی داشته باشید که از فونتیک هم پشتیبانی کنه، بهتر از همه چیز اینه که برید از بازار یک دیکشنری کاغذی Basic بخرید و دستی چک کنید. در مرحله‌ی بعد اپلیکیشن‌ها و نرم‌افزارها به درد میخورن. باز هم تأکید می‌کنم فقط اگه زبانتون خیلی ضعیفه از دیکشنری انگلیسی به فارسی استفاده کنید.

دیکشنری

از Goldendict استفاده کنید، بعد از نصب، چندتا دیکشنری درست درمون روش بنصبید و بخش popup رو فعال کنید، حالا توی کامپیوترتون هرچی رو انتخاب کنید و دکمه‌های Ctrl+C+C رو بزنید معنیش دیده میشه و کارتون خیلی سریع میشه. مجموعه دیکشنری‌های به روز رو در وهله‌ی اول میتونید از من روی فلش بگیرید و اگه من در دسترستون نیستم اینجا هم فایل‌هاش بدک نیست. همین فایل‌های دیکشنری رو میتونید توی گوشی با اپ ColorDict استفاده کنید، فرقی نمیکنه که چه دیکشنری‌ای استفاده می‌کنید ولی ColorDict با انکی ست میشه و میشه کنار هم استفاده کرد (تو انکی اگه یک کلمه رو انتخاب کنید و کپی رو بزنید بعد یک گوشه بزنید معنیش از ColorDict لود میشه.) ضمن اینکه فرضاً اگه دارید یک مطلب انگلیسی رو توی گوشی میخونید و یک کلمه جدید می‌بینید، چه تو مرورگر وب چه تو کتابخوان و غیره، کافیه اون کلمه رو انتخاب کنید، بزنید روی Share بعد دیکشنری‌ای که نصب کردید رو انتخاب کنید. معنیش ظاهر میشه.

این‌ها برای دیدن معنیه، اگه زبانتون راه افتاد و اوکی شد نسخه‌ی کرک‌شده‌ی اپلیکیشنVocab.com رو روی گوشیتون بریزید، پایین هر کلمه‌ای که معنیش رو میاره دکمه‌ی آموزش هم هست، اگر اون رو بزنید می‌تونید توی بخش Play شروع کنید به یادگیری و این کار باید هر روز تکرار بشه.

فلش‌کارت

اگرچه فلش‌کارت با لیست آماده رو اصولاً توصیه نمی‌کنم ولی لیست ۵۰۴ انقدر معروف شده که دیگه زشته کسی بلد نباشه پس بد نیست Anki رو روی گوشیتون یا لپتاپتون نصب کنید و از این بسته‌اش استفاده کنید یا بسته‌های دیگه مثل این

فلش‌کارت فقط در صورتی توصیه نمیشه که لیست رو آماده دانلود کنید مثل کار بالا، کار بهتر اینه که خودتون کلماتی که می‌بینید رو فلش‌کارت کنید. یعنی به محض اینکه یک کلمه‌ی جدید دیدید یک فلش‌کارت واسش توی انکی بسازید.

نکته‌ی بعدی خیلی خیلی مهم هم اینه که خصوصا اگه از لیست آماده استفاده می‌کنید در کنار معنی کلمه، مثال رو هم حفظ کنید، اینطوری باعث میشه که بتونید با کلمه جمله بسازید و ساختارش رو بلد باشید مثلاً بدونید حرف اضافه‌ی فعلی که یاد گرفتید چیه یا صفتی که یاد گرفتید معمولاً چی رو توصیف میکنه. دیکشنری‌ای مثل Cambridge Advanced Learner’s Dictionary توی مثال‌هاش معمولاً این رو لحاظ میکنه و پرکاربردترین مثال‌های ممکن رو میاره. من خودم جدا از تمامی دیکشنری‌هایی که معنی رو میارن روی اپلیکیشن ColorDict توی گوشی Longman Dictionary of Contemporary English Extras 5th Ed رو هم ریختم، این دیگه دیکشنری نیست و فقط یک عالمه مثاله، هر وقت کلمه‌ای رو توی فلش‌کارت‌هام میخوام دقیق‌تر بفهمم میرم مثال‌هاش رو نگاه می‌کنم و کاربردهاش رو چک می‌کنم. ضمن اینکه راه یاد گرفتن کلمه جمله سازیه، اگه معنی کلمه‌ای رو بدونید ولی نتونید ازش استفاده کنید پس اون کلمه رو بلد نیستید، وقتی کلمه‌ای رو روی فلش‌کارت‌هاتون می‌بینید علاوه بر معنی مثالش رو هم توی ذهنتون بیارید یا سعی کنید موقعیت خیالی‌ای رو تجسم کنید که اون کلمه رو توش به کار می‌برید. مثلاً برای کلمه‌ی Penance توی ۵۰۴ خودتون رو توی یک کلیسا تصور کنید که خطاب به کشیش می‌گید ”Father, I’ve done penance for my sins“ اینجوری خیلی بهتر یادتون میمونه کلمه و ساختارش رو (do penance for)

این مطلب خیلی بهتر تحت عنوان به جای کلمات انگلیسی، کالوکیشن یاد بگیریم توضیح داده شده!

فیلم

اگر بچه دارید یا خودتون زبانتون خیلی خیلی سطحش پایینه و دنبال یک راه فان برای یاد گرفتن زبان می‌گردید مجموعه‌ی Magic English رو توصیه می‌کنم. این مجموعه‌ی قدیمی موزیکاله و کلمه‌های خیلی ابتدایی رو آموزش میده مثل سلام خداحافظی ساعت فصل‌ها و غیره.

قطعاً کلی محتوای مجانی روی نت هست، مثلاً مکتب خونه یک دوره‌ی مجانی داره که یکم بالا پایینش کردم و به نظرم جالبه و ببینید بد نیست. سرچ کنید کلی مطلب هست و کلی محتوا برای یادگیری لازم نیست حتی یک ریال هم به جایی بدید.

دیدن فیلم‌های آمریکایی هم حتماً حتماً حتماً توصیه میشه، حتی شده یک تابستون رو کلن به دیدن فیلم و سریال بگذرونید. هر سلیقه‌ای که داشته باشید قطعاً یک سریال آمریکایی بلند پیدا میشه که دوستش داشته باشید، همون رو بشینید و ببینید. هر قسمت رو اول با زیرنویس فارسی و بعد هم با زیرنویس انگلیسی ببینید تا کلمات توی ذهنتون حک بشن. سریال‌هایی مثل Friends معروف، Big Bang Theory، How I Met Your Mother یا سریال‌های کارتونی قشنگی مثل Rick and Morty، The Simpsons، Family Guy و غیره همه‌شون عالی‌ان و زیرنویسشون و خودشون به راحتی گیر میان، بشینید به دیدن، و در عین لذت بردن از فیلم، زبانتون رو هم تقویت کنید. توی هر قسمت از این سریال‌ها معمولاً یک کلمه انقدر تکرار میشه که اعصابتون خورد میشه و میرید چکش می‌کنید و معنیش رو همونجا یاد می‌گیرید، می‌تونید این کلمه‌ها رو خودتون فلش‌کارت کنید تا از یادتون نره،‌ فرق این کلمه که فلش‌کارت کردید با کلمه‌هایی که توی فلش‌کارت‌های آماده است در دو چیزه: اول اینکه مثال و استفاده‌اش توی یک زمینه‌ی واقعی رو دیدید، دوم اینکه لازمتون اومده پس راحت‌تر یادتون می‌مونه.

اما این تنها راهکار نیست یک راه حل خیلی باحال‌تر هم پیش روتون هست: یوتیوب!

فیلم‌هایی که توی یوتیوب هستن هم جذابن و هم معتادکننده و هم زیرنویس دارن! پس میتونید با استفاده از اون‌ها زبان یاد بگیرید. اگه زبانتون خیلی ضعیفه یک راهکار تضمینی براتون دارم: Youtube for Kids رو روی گوشیتون نصب کنید، فیلم‌هایی که پیشنهاد میشن فیلم‌های ساده‌ای هستن که برای بچه‌ها ساخته شدن ولی خیلی هم جذابن ضمن اینکه زیرنویس هم دارن، ویدئوهای آموزشیش حرف ندارن. فرض کنید یک ویدئو که داره بارون رو برای بچه‌ها توضیح میده چه مجموعه لغاتی داره، خیلی کم خیلی ضروری و شدیداً غیر تخصصی. از اینجا شروع کنید ضرر نمی‌کنید. یک لغت‌نامه‌ی کاغذی بخرید، شروع کنید به دیدن فیلم‌های YTKids و زیرنویسش رو هم فعال کنید، هر کلمه رو که توی زیرنویس خوندید و بلد نبودید رو توی لغت‌نامه چک کنید (ترجیحاً کاغذی) و اگه خواستید به فلش‌کارتتون توی Anki اضافه کنید (اولین برخوردتون با کلمه رو به عنوان مثال بنویسید قول میدم که یادگرفتنون به اوج میرسه)، طولی نمیکشه که زبانتون قوی میشه.

من خودم چنتایی فیلم توی ذهنم هست: یکی Peppa Pig همراه با زیرنویس‌هاش و یکی دیگه هم Masha and The Bear که یک مجموعه‌ی روسیه ولی زیرنویس انگلیسی داره اغلب ویدئوهاش تو یوتیوب؛ این دوتا برای سطح‌های پایین بودن، خوب که بگردید چیزای خیلی باحالی پیدا می‌کنید مثل کانال معروف Learn English With Misterduncan یا مثلاً ساعت برنارد! که اتفاقاً زبانش هم خیلی ساده است. توی یوتیوب همه چیز هست! حتی آموزش یادگرفتن زبان با سریال و یک سریال عالی به نام Mind Your Language که درمورد یک کلاسه که دارن زبان انگلیسی یاد می‌گیرن، خیلی جذابه و از اشتباهات دانش‌آموزهای کلاس هم کلی درس می‌گیرید.

پادکست

برای پادکست باز هم یوتیوب خوبه!!!! مثلاً این قسمت از 6Minutes English فایل صوتیش هم هست، ولی توی یوتیوب زیرنویسی که تولید میشه بهتون خیلی کمک می‌کنه. پادکست‌های بریتیش کونسیل هم هست که پایین‌تر هم میتونید اپش رو ببینید ولی به نظرم شش دقیقه با انگلیسی از همه بهتره البته هر کس سلیقه‌ای داره. اگه زبانتون قوی شد می‌تونید پادکست‌های دیگه رو هم گوش بدید.

اپ‌های گوشی

BBC Learning English خیلی خوبه و روزانه میشه ازش استفاده کرد، از طرفی تمام اپ‌های بریتیش کونسیل عالی‌ان (اون‌هایی که بالاش نوشته Kids رو فقط برای بچه‌ها یا اگه زبانتون حسابی ضعیفه استفاده کنید.) برای تمرین گرامر اپلیکیشنی که بریتیش‌کونسیل ساخته خوبه و توصیه میشه. اپلیکیشن Sounds Right مربوط به بریتیش کونسیل هم برای یادگیری فونتیک خوبه. یک سری اپ هم هستن واسه اینکه ویس‌چت داشته باشید، اون‌ها رو من دسترسی نداشتم چک کنم، خودتون سعی کنید یک اپ ویدئو یا ویس‌چت بنصبید و شروع کنید به تلاش برای ارتباط برقرار کردن با خارجی‌ها، ناگفته نماند که برای این مورد سایت هم هست. صرف چت کردن با انگلیسی زبان‌ها هم خیلی کارتون رو جلو میندازه، سرچ کنید chatroom و هرچی پیدا شد برید توش صحبت کنید! سایت‌های دیگه‌ای هم هستن مثل lang-8.com یا www.conversationexchange.com که بهتون اجازه میدن که دوست‌های خارجی پیدا کنید و باهاشون گپ بزنید. اپلیکیشن Speaky برای پیدا کردن همصحبت بد به نظر نمی‌رسید. این اپ بی‌بی‌سی هم که در اصل داستان برای بچه‌هاست برای یادگرفتن زبان خوبه، چه برای یک مبتدی چه برای یک کودک.

اپلیکیشن فلش‌کارت AnkiDroid جزو ملزوماته (نرم‌افزارش رو هم روی کامپیوتر یا لپ‌تاپتون بریزید) و توی سایت و اپلیکیشن Lyricstraining می‌تونید با آهنگ زبان یاد بگیرید، اینطوری که آهنگ پخش میشه و متنش رو بسته به سطحتون باید تایپ یا انتخاب کنید. حسابی معتادکننده است.

سایت

سایت VOA به صورت سطح‌بندی‌شده مطالب و ویدئو میذاره که استفاده‌اش در کنار افزونه‌ی بالا خیلی خیلی راحت میشه. ضمن اینکه اپلیکیشنش هم بدک نیست. سایت عالی دیگه که حتماً استفاده کنید سایت NewsInLevels.com ه که سطح‌بندی شده‌است و خیلی خیلی خیلی ساده‌است علاوه بر این متن خبرهایی که میذاره رو خودش میخونه (پخش خوانشش توی یوتیوبه بازم!) و اگه متن‌های دیگه براتون سخته حتماً از این استفاده کنید، هر روز و همه‌ی خبرها. روزی درمجموع دوتا خبر میذاره که همه‌ی سطح‌هاش رو هم اگه کار کنید ضرر نمی‌کنید، اپلیکیشن هم داره و می‌تونید (و بایددد) استفاده کنید.

سایت خوب دیگه ludwig.guru ه که می‌تونید بهش کلمه یا عبارت بدید و مثال‌هاش رو توی مجله‌ها و روزنامه‌های برتر دنیا ببینید.

اگر درمورد ساختار خاصی سؤال دارید می‌تونید توی گوگل بذاریدش توی دابل‌کوتیشن و سرچش کنید اینجوری متوجه می‌شید عین همین ساختاری که توی ذهنتونه چندبار تو اینترنت اومده و در چه مواقعی، پس می‌تونید بهتر بفهمید اون ساختار درسته یا غلط و چه معنی‌ای میده.

گل سر سبد سایت‌هایی که بخواید و بتونید مطالعه کنید ویکی‌پدیاست، نسخه‌ی انگلیسی ویکی‌پدیا معمولاً متن سنگینی داره ولی ویکی‌پدیا نسخه‌ی انگلیسی ساده هم داره ولی الزاماً برای مبتدی‌ها خوب نیست، بیشتر به درد یادگرفتن کلمات جدید توی حوزه‌های تخصصی بدون داشتن دغدغه‌ی گرامرها و کلمات عجیب و غریب می‌خوره. مثلاً من هم که میرم توی ویکی انگلیسی ساده، چیزهای جدید یاد می‌گیرم چون مثلاً درحوزه‌ی آشپزی زبانم صفره واقعا. تا همین چند لحظه پیش که توی ویکی انگلیسی به کلمه‌اش بر خوردم نمی‌دونستم «جو» چی میشه.

این سایت هم ۲۰۰ تا داستان ساده‌ی انگلیسی همراه با صدا داره. این سایت هم همینطور کلن خودتون سرچ کنید Easy Reading کلی مطلب میاره و نصف این مطلب هم با سرچ‌کردن نوشته شده پس اگه چیزی لازم دارید سرچش کنید.

نهایتاً سایت‌هایی مثل english.stackexchange.com و forum.wordreference.com اگه سؤالی داشتید می‌تونن کمکتون کنن ولی باید بلد باشید دارید چیکار می‌کنید.

کانال‌های تلگرامی

من تا حالا کانال تلگرامی جالبی که آموزش زبان داشته باشه پیدا نکردم،‌ اغلب کانال‌ها شیوه‌ی تدریس به درد نخور دارن، اگر کانال خوبی می‌شناسید بگید تا همینجا معرفی کنم به بقیه. معدود کانال‌های تلگرامی مفید اون‌هایی‌ان که آهنگ میذارن همراه با متن و ترجمه اون هم فقط برای مبتدی‌ها.

کتاب‌ها

کتاب‌های ریدینگ سطح‌بندی شده برای شروع بهترینن، میتونید از سایت irlanguage.com دانلود کنید، این سایت کلی منابع رایگان دیگه هم داره برای یاد گرفتن زبان، بعد از اینکه راه افتادید شروع کنید به خوندن کتاب‌هایی که واسه نوجونها نوشته شدن. کتاب زبانی که خودتون بخواید بخونید و خودآموزی کنید به نظرم American English Files خوبه و همه‌چی تموم، هم کلمه داره هم گرامر هم تلفظ و …

شبکه‌های اجتماعی

چه چیزی بهتر از استفاده از چیزهای اعتیادزا؟‌ میشه از اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی استفاده کرد برای یادگیری زبان. مثلاً یک حساب اینستاگرام جدید باز کنید و باهاش اکانت‌های باحال انگلیسی مثل آدم‌های نیویورک رو دنبال کنید و سعی کنید ماجرای افراد رو بخونید. اکانت‌هایی که آموزش زبان میدن رو کلن بیخیال شید چون یادگیری با تمرین و تکرار رخ میده و توی این اکانت‌ها خبری از تمرین و تکرار نیست. همین رو اگه بشینید اکانت‌های انگلیسی زبان فالو کنید به ناچار زبان یاد می‌گیرید.

سایت‌های دیگه‌ای (که اپلیکیشن هم دارن) و توصیه می‌کنم دنبال کنید ردیته (سایت و اپلیکیشن) و 9gagه (سایت و اپلیکیشن) ناین‌گگ رو حتماً معتادش می‌شید چون حسابی ساد‌ه‌اس ولی درمورد ردیت مطمئن نیستم. یکم کند و کاو کنید و چم و خمش رو یاد بگیرید بعد اعتیاد میاره!

خلاصه‌ی این بخش: زبان یک‌شبه یاد گرفته نمیشه و حاصل ماه‌ها و سال‌ها استفاده است.

همچنین بخوانید: نوشته‌ی حمیدرضا معدنی در مورد خودآموزی زبان انگلیسی، نوشته‌ی محمدرضا شعبانعلی در مورد خودآموزی زبان انگلیسی، پنج اصل حافظه در این سایت.

Communication Problem

داشتم یک مطلبی توی ردیت می‌خوندم:

"LPT: The biggest communication problem is that we don't listen to understand. We listen to reply. When in an argument, put your anger aside and actually try to empathise with the other person, so as to defuse the situation." ~ /u/_dxrrxn/
"I did an exercise at family rehab—it’s called knee to knee. One person states an issue and the other repeats it back. Way harder than it sounds. Because you actually do try to respond to the issue. A real eye opener." ~ /u/sugarshizzl/

اولی جای تامل داره و پیشنهاد دومی هم قشنگه.

اگه خواستید می‌تونید با خانواده نام‌پیشونی هم بازی کنید خیلی حال میده :)

Expected Value

امید ریاضی

در باب اینکه امید ریاضی چی هست زیاد گفته شده و من هیچ وقت به درک عمیق از این مفهوم مهم نرسیدم و همچنان در حال تلاشم. اما دوست دارم که نتایجی که تا الان بهشون رسیدم رو باهاتون درمیان بذارم.

امید ریاضی: مقدمه

امید ریاضی در اصل میانگین وزنی است. به این صورت که هر متغیر آماری ضرب در احتمالش میشه. پس احتمال هر یک از برآمدها وزن اون برآمده. چون خیلی انتزاعی شد سعی میکنم به صورت خیلی ساده همه‌ی این‌ها رو توضیح بدم. اول از آزمایش تصادفی شروع می‌کنیم: آزمایش تصادفی یک رونده که میتونه بیشمار بار انجام بشه؛ در انتهای انجام روند، آزمایش تصادفی به ما یک نتیجه میده؛ ما نتیجه‌های مختلف آزمایش تصادفی رو می‌دونیم و اسم این نتیجه‌های مختلف رو برآمد می‌ذاریم. آزمایش تصادفی ویژگی مهمش اینه که ما تا انجامش ندیم نمی‌تونیم بگیم کدوم یکی از نتیجه‌ها/برآمدها رخ میده؛ مثل اکثر امور زندگی و جامعه. پیش‌آمد (event) با برآمد (outcome) هم معنا نیست؛ پیش‌آمد یک مجموعه متشکل از برآمدهاست. برآمد یک عضو از مجموعه‌ی تمام نتیجه‌های ممکن برای یک آزمایشه. متغیر تصادفی هم نماینده‌ی عددی برآمدهاست. یعنی هر برآمد یا نتیجه‌ی آزمایش رو به یک عدد نسبت می‌دیم؛ توی مثال‌ این‌ها براتون روشن‌تر میشه.

 Probability distribution of rolling two dice

مثال:‌ آزمایش تصادفی، تفاوت پیش‌آمد و برآمد

اول باید یک روند پیدا کنیم که نتیجه‌اش معلوم نیست و میشه بی‌شمار بار تکرارش کرد؛ چه چیزی بهتر از پرتاب یک سکه؟ پرتاب یک سکه میتونه چه نتیجه‌هایی داشته باشه؟ شیر یا خط! این دوتا برآمدهای این آزمایش تصادفی‌ان و این آزمایش (اگر آینه اومدن رو در نظر نگیریم) هیچ حالت ممکن دیگه‌ای نداره پس برآمدهاش محدود به همین دوتان. چه پیش‌آمدهایی میشه برای این آزمایش در نظر گرفت؟ شیر، خط، شیر و خط!! پیش‌آمد شیر اومدن احتمالش نیمه، پیش‌آمد خط اومدن هم همینطور اما پیش‌آمد شیر و خط احتمالش صفره؛ چرا؟ چون ممکن نیست که ما سکه رو پرت کنیم و نتیجه هم شیر باشه هم خط! برای اینکه مبحث روشن‌تر شه آزمایش تصادفی انداختن همزمان دو سکه‌ی آبی و قرمز رو انتخاب می‌کنیم در این حالت برآمدها این‌هان: هر دو شیر بیان، سکه‌ی آبی شیر بیاد سکه‌ی قرمز خط، سکه‌ی آبی خط بیاد سکه‌ی قرمز شیر یا اینکه هر دو خط بیان! حالا من سر این شرط می‌بندم که سکه‌ی آبی شیر میاد. در این حالت من روی پیش‌آمد {هردو شیر، سکه‌ی آبی شیر و سکه‌ی قرمز خط} شرط بستم.

امید ریاضی: کاربرد در بازی‌ها

حالا میرسیم به مبحث شیرین متغیرتصادفی. فرض کنیم که یک نفر به ما یک بازی پیشنهاد می‌کنه: یک سکه پرت می‌کنیم، اگر شیر اومد شما یک هزارتومن پول میگیرید اگر خط اومد باید هزارتومن بدید. آیا بازی‌کردن یک بازی با این مشخصات عاقلانست؟ برای اینکار کافیه بتونیم متغیر‌های تصادفی رو به طور معنادار تعیین کنیم. متغیر تصادفی برآمد/نتیجه‌ی آزمایش رو به یک عدد مرتبط می‌کنه. ما در اینجا به این صورت تعیین می‌کنیم: برای شیر اومدن ۱۰۰۰ در نظر میگیریم و برای خط اومدن -۱۰۰۰:

برآمد متغیر X احتمال X
شیر آمدن ۰/۵ +۱۰۰۰
خط آمدن ۰/۵ -۱۰۰۰

امید ریاضی در این حالت برابره با ۱۰۰۰ در نیم به علاوه‌ی -۱۰۰۰ در نیم که میشه صفر. این یعنی چی؟ در اینجا امید ریاضی برابر با صفر به این معناست اگر این بازی رو تعداد دفعات زیادی انجام بدیم نه سودی برامون داره نه ضرری. حالا اگر بازی به نحوی باشه که مثلاً هر دفعه بازی یک کارمزد ۲۰۰ تومنی داشته باشه امید ریاضی به این صورت میشه:

برآمد متغیر X احتمال X
شیر آمدن ۰/۵ +۸۰۰
خط آمدن ۰/۵ -۱۲۰۰

این بار امید ریاضی برابره با منفی ۲۰۰ یعنی به طور متوسط در هر بار بازی کردن ۲۰۰ تومن می‌بازیم؛ اگر بازی رو برای مثال ۱۰۰ بار انجام بدیم درنهایت تقریباً باید ۲۰۰۰ تومن پول از جیبمون بذاریم! دفعه‌ی قبل به طور متوسط با بازی کردن نه چیزی به دست می‌اوردیم نه چیزی از دست می‌دادیم. این کاربرد امید ریاضی که الان بررسی کردیم برای بازی‌هایی مثل پوکر هم استفاده میشه!

امید ریاضی به مثابه‌ی الاکلنگ

امید ریاضی رو یا به عبارتی میانگین رو، میشه با یک مفهوم فیزیکی نشون داد: مرکز ثقل. این فقط یک مفهوم شهودیه و خیلی کاربرد ریاضی نداره. اگر یک الاکلنگ رو تصور کنیم که اجسام در انتهاش ثابت شدن برای اینکه الاکلنگ متوازن بمونه باید نصف نیرو به یک سمت الاکلنگ وارد شه و نصف دیگه‌ی نیرو به سمت دیگه. حالا که اجسام ثابت شدن فقط میشه تکیه‌گاه رو جابه‌جا کرد و تکیه‌گاه چیزی نیست جز همون میانگین یا در اینجا که وزن اجسام در دو سر الاکلنگ با هم متفاوته: امید ریاضی.

امید ریاضی: پایتون

تصویر زیر مربوط به انداختن دوتا تاسه. من برنامه رو برای انداختن K بار تاس نوشتم و توی گیت‌هابم گذاشتم. اگر مثل عکس زیر با تنظیم انداختن دوتا تاس انداختن اجراش کنید به نتیجه‌ی زیر میرسید:

 Probability distribution of rolling two dice

 Probability distribution of rolling two dice

Dollars

به عنوان یک دانشجوی اقتصاد که از قضای روزگار این ترم «آشنایی با اقتصاد ایران» داره رفتم سبزه میدون تا از خرید و فروش دلار اطلاعات کسب کنم.

نقاطی که دلال‌های دلار در اون تجمع می‌کنن تقریبا مشخص‌اند. سبزه میدون و میدون فردوسی.

میدون فردوسی

میدون فردوسی مشابه سبزه‌میدونه با این تفاوت که توش می‌تونید فروشنده‌های خرد پیدا کنید (فروشنده‌هایی که دلار رو در مقادیر پایین می‌فروشن و می‌تونن ازتون با عابربانک پول بگیرن) و برخلاف سبزه‌میدون، دلال‌ها روبه‌روی صرافی‌ها و بانک‌ها ایستادن و دلار می‌فروشن و اما سبزه میدون…

سبزه میدون

سبزه میدون که نزدیک ناصر خسروئه و در دوقدمی ایستگاه مترو پونزده خرداد، از مراکز عمده و مشهور خرید و فروش دلاره. جوری که ممکنه بعضا در کانال‌های تلگرامی و وب‌سایت‌ها عبارت «دلار سبزه» یعنی دلاری که در سبزه میدون می‌فروشند رو ببینید.

توی سبزه‌میدون همه جور آدمی هست. یکمی که با دلال‌ها صحبت کنید یا کنارشون بایستید کلی چیز یاد می‌گیرید. مشکلی که سبزه میدون داره اینه که برای دانشجو جماعت خوب نیست. فروشنده‌ها اونجا عمده می‌فروشن. مثلا وقتی می‌گن که چقدر می‌خوای اگر بگی صدتا با اینکه اصلا به قیافت نمی‌خوره بهت می‌گن: «صدهزارتا؟» و از ثروت آدمی که روبه‌روته شگفت‌زده می‌شی! ده‌هزارتا عرفه چون که اونطور که من فهمیدم دلار رو توی بسته‌های صدتایی صددلاری جابه‌جا می‌کنن. وقتی بهشون گفتم شما خیلی پولدارید گفتن ما خیلی پولدار نیستیم، شما خیلی ضعیفید!

پیدا کردن کسی که اسکناس ۲۰ دلاری داشته باشه در حد معجزست و کسایی که اسکناس‌هایی غیر صددلاری دارن باز هم اسکناس‌هاشون رو در غالب بسته‌ می‌فروشن. مثلا صدتا یک دلاری یا در بهترین حالت ممکنه پنج‌تا بیست دلاری گیرتون بیاد؛ اونقدر تجارت براشون پر سوده و تراکنش‌ها بالا که براشون نمی‌صرفه که بهتون یک بیست‌دلاری بفروشن و حتما باید بسته‌ی صددلاری رو بخرید، که مبالغ پایینی مثل صددلار رو هم با اکراه بهتون می‌فروشن. مزیت دسته‌ای بودن پول اینه که اگر پول‌ها تقلبی باشن احتمال کشفشون بیشتره؛ می‌تونید شماره سریال پول‌ها رو نگاه کنید و اگر یکسان بود دلارها قطعا تقلبی‌ان.

مشخصا کسی پول ده‌هزاردلار رو با خودش همراه نداره و حساب‌های بانکی هم سقف ۳ میلیون جابه‌جایی در روز رو دارن برای همین ازتون «چک تضمینی» می‌خوان؛ پول نقد هم فقط و فقط در غالب تراول‌چک قبول می‌کنن. قیمت خرید با فروش فرق داره و وقتی که من اونجا بودم دلار رو ۱۵۳۰۰ میفروختن و ۱۳۰۰۰ می‌خریدن. وقتی که من رفتم با توجه به شرایط بازار فروشنده خیلی خیلی کم بود اما باز هم بستگی به دلال داشت. یک دلال وقتی کسی خواست بهش دلار بفروشه گفت سقفم پر شده، فقط فروش دارم. اما خیلی از دلال‌های دیگه فقط می‌خریدن و اصلا نمی‌فروختن.

اینکه چنین بازار پرسودی مثل بازار نزول در برخی کشورها مافیای خودش رو نداره برای من عجیبه. اطراف دلال‌ها هیچ محافظی نیست و می‌شه دلارهاشون رو زد. البته چون نزدیک بازار طلا هستن پلیس با اسلحه در چند ده‌متری‌شون ایستاده.

نحوه‌ی تعیین قیمت بهترین بخش ماجراست. قبل از ظهر همه در ساعتی مشخص وسط میدون گرد هم میان و چندنفر که پول عمده‌ای دارن شروع می‌کنن به چونه‌زنی سر قیمت. اول سر یک قیمت پایه توافق می‌کنن مثلا ۱۳ برای خرید و ۱۵ برای فروش بعد هم روی بخش خرد پول. سبزه میدون و اجماع دلار فروشان

یکی فریاد میزنه: «۵۰ هزارتا میفروشم [پونزده و] صد» و اون شخص دیگه ممکنه قیمت بالاتر یا پایین‌تری رو داد بزنه. قیمت خرید هم به شیوه‌ی فریاد مشخص می‌شه. «۳۰ هزارتا رو [سیزده‌و]دویست می‌خرم.» ویس این قضیه رو می‌تونید توی تلگرام بشنوید یا از اینجا دانلود کنید.

دلال‌های دیگه هم که در اطراف ایستادن در نهایت با توجه به قیمت خرید قبل خودشون و قیمت موجود در بازار تصمیم میگیرن دلار رو به چه قیمتی بفروشن یا بخرن. اگر قبل از این هیاهو برید به سبزه‌میدون دلال‌ها قیمت مشخصی رو نمیگن، سه تا دلال که در فاصله‌ی سه متری از هم ایستاده بودن دلار رو به قیمت‌های مختلف می‌فروختن؛ یکی ۱۶ یکی ۱۵۵۰۰ و یکی هم ۱۵۰۰ و اونی هم که صادق بود گفت که قیمت هنوز مشخص نشده و نیم‌ساعت دیگه وسط میدون مشخص می‌شه. قدم زدن وسط این هیاهو هم کیف خاص خودش رو داره و فکر می‌کتی توی بازار سهام راه می‌ری، همه تلفن دستشونه و با اضطراب سر هم داد می‌کشن. اگر در نهایت به جیب خودتون نگاه کردید و احساس کردید که پولی که برای مترو دادید داره حروم می‌شه می‌تونید سی‌صد متر برید جلوتر و برای خودتون با قیمت دوهزار تومن آب‌طالبی بخرید! همینجاست که می‌بینید که قضیه‌ی بازار رقابت کامل نیم‌افسانه‌است و در حالی که آب‌میوه‌فروشی‌هایی که نزدیک ایستگاه متروئن و طبعا اجاره‌ی بیشتری می‌دن آب‌طالبی رو چهارهزار تومن می‌فروشن و مغازه‌های دورتر سه‌هزار و مغازه‌های دورتر دوهزار تومن. بعد هم شاد و خندون از کیفی که کردید سبزه میدون رو به مقصد خونتون ترک کنید و به خودتون قول بدید که هیچ‌وقت هوس دلار خریدن نکنید.

Mankiw

من اغلب می‌ترسم که پست‌های کم‌حجم بذارم و انصافا فرق میکروبلاگینگ و وبلاگ‌نویسی هم در همینه اما همین الان پست آقامون منکیو رو دیدم که یک خطه:

«حالا دیگه عاشق پمپئو شدم؛ بعد این ماجرا چطور می‌تونم عاشقش نباشم؟»

من هم این بدعت رو می‌پذیرم و گاه گاه پست‌های کوتاه کوتاه می‌ذارم.